بررسی فصاحت مولانا در کلیّات شمس تبریزی

نوع مقاله : مروری

نویسنده

دانشگاه شهید بهشتی

چکیده

علمای علم بلاغت عربی و فارسی شرط عمدۀ بلاغت را فصاحت دانسته‌اند. فصاحت به کلمه، کلام و متکلّم تعلّق دارد. فصاحت متکلّم عادت و ملکۀ نفسانی او در برآوردن کلمات و کلام فصیح است و فصاحت کلام نیز در صورتی میسّر است که فصاحت کلمه مهیّا باشد. فصاحت کلمه مبرّا بودن آن از چهار عیب است: تنافر حروف، غرابت استعمال، مخالفت قیاس و کراهت در سمع. از سوی دیگر طبق نظر فرمالیستهای روس، آشنایی‌زدایی از زبان معیار، موجب ادبی شدن کلام می‌گردد. یکی از شیوه‌های برجسته‏سازی کلام، هنجارشکنی است. امّا نکته این است که هنجارشکنیهای آوایی، دستوری، زمانی، سبکی، گویشی و واژگانی، همان مصادیق تنافر حروف، غرابت استعمال، مخالفت قیاس و کراهت در سمع در بلاغت عربی و فارسی هستند! بیشتر این هنجارشکنیها در غزلیّات شمس دارای ارزش موسیقایی هستند. این مقاله علاوه بر بررسی تقابل نظر فرمالیستهای روس با علمای بلاغت، در کلیّات شمس، با ارائۀ تحلیل آماری مقادیر هرکدام از هنجارشکنیهای فوق و ارزش هنری آنها را روشن می‌سازد.

کلیدواژه‌ها