<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>تاریخ ادبیات</title>
    <link>https://hlit.sbu.ac.ir/</link>
    <description>تاریخ ادبیات</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 20 Feb 2027 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 20 Feb 2027 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>اهمیت برخی از جُنگ‌ها، سفینه‌ها و مجموعه‌های کهن در تصحیح دیوان عطّار نیشابوری</title>
      <link>https://hlit.sbu.ac.ir/article_106581.html</link>
      <description>افسانه‌پردازی دربارۀ عطّار نیشابوری و انتساب آثار و اشعار سست و ناهمگون به این شاعر و عارف برجسته، از حدود قرن نهم هجری شتاب و وسعت بیشتری گرفته است. از همین رو در مطالعات مربوط به عطّار منابع پیش از این تاریخ از اهمیتی دوچندان برخوردار هستند. جُنگ‌ها و سفینه‌های کهن یکی از این منابع هستند که می‌توانند در تصحیح آثار عطّار نیشابوری و بررسی انتساب اشعار به او بسیار راهگشا باشند. در پژوهش حاضر اشعار عطّار در سفینه‌های کهن در چهار بخش بررسی شده است: در بخش نخست به اشعاری پرداخته شده که در چاپ‌های موجود دیوان با بهره‌گیری از منابعی محدود تصحیح شده، و نشان داده شده است که ضبط این اشعار در سفینه‌های کهن تا چه حد می‌تواند برای مصحّحان کمک‌کننده باشد. در بخش دوم ضبط‌های درخور توجه برخی ابیات در سفینه‌های کهن بررسی شده و نشان داده شده است که برخی از این ضبط‌ها گرچه منحصربه‌فرد هستند، می‌توانند مصحّح را به صورت اصیل سخن عطّار رهنمون باشند. برخی دیگر از این ضبط‌ها نیز مؤیّد و پشتیبان ضبط نسخه‌هایی از دیوان هستند. در بخش سوم به حرکت‌گذاری کلمات در برخی سفینه‌ها پرداخته شده و با ارائۀ شواهدی نشان داده شده است که این حرکت‌گذاری‌ها چگونه می‌تواند مصحّح را در خوانش و تصحیح متن یاری کند. در بخش چهارم نیز دربارۀ اشعار نویافتۀ منسوب به عطّار در سفینه‌های کهن و چگونگی برخورد صحیح با این اشعار، بحث شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>«جنگِ روایت‌ها» برایِ تصاحبِ سنایی؛ کالبدشکافیِ دو پارادایمِ کلاسیک و مدرن</title>
      <link>https://hlit.sbu.ac.ir/article_106732.html</link>
      <description>&amp;amp;laquo;مسئلۀ سنایی&amp;amp;raquo; و ناهمخوانیِ بنیادین میانِ ساحت‌هایِ گوناگونِ آثارِ او ـ از مدایحِ درباری و هزلیاتِ بی‌پروا تا زهدِ متعالی ـ چالشی دیرپا در تاریخِ ادبیاتِ فارسی است که غالباً به معمایی زندگی‌نامه‌ای فروکاسته می‌شود. واکاویِ تاریخِ خوانش‌هایِ دیوان‌های این شاعر آشکار می‌سازد که دو جریانِ مسلطِ سنایی‌شناسی، یعنی سنتِ تذکره‌نویسیِ کلاسیک و پژوهش‌هایِ متن‌محورِ مدرن، علی‌رغمِ تفاوت‌هایِ روش‌شناختی، در یک پیش‌فرضِ معرفت‌شناختی هم‌داستان بوده‌اند: &amp;amp;laquo;مغالطۀ کُل‌نگری&amp;amp;raquo; یا اصرار بر کشفِ وحدتی ارگانیک در آرشیوی ذاتاً ناهمگون.این تمایلِ مفرط به یکپارچه‌سازی، ریشه در فرافکنیِ ناخودآگاهِ مختصاتِ &amp;amp;laquo;فرهنگِ چاپ&amp;amp;raquo; بر &amp;amp;laquo;فرهنگِ نسخه‌برداری&amp;amp;raquo; دارد؛ جایی که مفهومِ مدرنِ &amp;amp;laquo;اثر&amp;amp;raquo; (به‌عنوانِ کلیتی منسجم و بازتاب‌دهندۀ مؤلفی واحد) جایگزینِ واقعیتِ سیالِ تولیدِ متن در دورانِ پیشامدرن شده است. در حالی که پارادایمِ کلاسیک می‌کوشید با ابزارِ &amp;amp;laquo;گزینش و سانسور&amp;amp;raquo;، تصویری قدیس‌گونه و پیراسته از شاعر برسازد، پژوهشگرانِ مدرن با بهره‌گیری از ابزارِ &amp;amp;laquo;سنتز&amp;amp;raquo;، در پیِ حلِ منطقیِ تناقضات و ترسیمِ شخصیت روان‌شناختیِ منسجم برایِ شاعر بوده‌اند.گذر از این بن‌بستِ تفسیری، نیازمندِ پذیرشِ چارچوبِ &amp;amp;laquo;کثرتِ کارکردی&amp;amp;raquo; است. در این نگرش، سنایی نه به‌مثابۀ مؤلفی با دغدغۀ وحدتِ درونی، بلکه همچون &amp;amp;laquo;صنعت‌گری&amp;amp;raquo; ماهر تصویر می‌شود که متونی کارکردی را به اقتضایِ &amp;amp;laquo;موقعیت&amp;amp;raquo; و برایِ کارکردهایِ اجتماعیِ متفاوت ـ از دربار و محافلِ خصوصی تا خانقاه و منبر ـ تولید کرده است. بدین‌سان، تضادهایِ موجود در &amp;amp;laquo;دیوان&amp;amp;raquo;، نه بازتابِ آشفتگیِ ذهنِ تولیدکننده، بلکه محصولِ ماهیتِ &amp;amp;laquo;آرشیوی&amp;amp;raquo; آثار و پیامدِ گردآوریِ پسینیِ قطعاتی است که در واقع برایِ خوانشِ یکجا و همزمان طراحی نشده بودند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی واژه‌های کهنِ جامانده از فرهنگ‌ها در ذخیرۀ خوارزمشاهی</title>
      <link>https://hlit.sbu.ac.ir/article_106761.html</link>
      <description>با بررسی متون گذشتۀ زبان فارسی و همچنین دستنویس‌های کهنی که در تصحیح این متون از آنها استفاده نشده‌است، گاه به واژه‌هایی برخورد می‌کنیم که در هیچ فرهنگ‌نامه یا لغت‌نامه‌ای دیده نمی‌شوند و پژوهشگر باید برای یافتن معنا و مفهوم آن، کاوش و کندوکاو فراوانی انجام دهد. همچنین معنای برخی از واژه‌ها در این متن‌ها با معنایی که در فرهنگ‌ها برای آنها آمده، متفاوت است. بنابراین ضرورت بررسی و واکاوی در معنا و ساختار این‌گونه واژه‌ها بسیار احساس می‌شود. این‌گونه پژوهش‌ها می‌تواند برخی واژه‌های فراموش‌شده یا جامانده از فرهنگ‌های فارسی را بازنماید تا کار مصحّحان و پژوهشگران متون فارسی آسان‌تر شود و هنگام برخورد با واژه‌ای ناشناخته به معنا و کاربرد آن پی ببرند. در کتاب ارزشمند ذخیرۀ خوارزمشاهی برخی واژه‌های ناشناخته که در واژه‌نامه‌های مختلف زبان فارسی به‌عنوان مدخل وارد نشده‌اند، وجود دارد که باید بازشناسانده شوند. در این پژوهش با جست‌وجو در فرهنگ‌های مختلف فارسی، عربی، پهلوی و انگلیسی، و بررسی ساختار و تحول واژه‌ها از زبان پهلوی تا فارسی دری، سعی شده‌است معنا، کاربرد و تلفظ صحیح برخی واژه‌های ناشناخته یا جامانده از فرهنگ‌ها نمایانده شود. این واژه‌ها در این پژوهش به چهار دسته تقسیم شده‌اند که برخی از آنها واژه‌های ساده و مرکب‌اند و برخی دیگر صورت‌های جدید یا تلفظ‌های دقیق از واژه‌هایی شناخته‌شده‌اند. این بررسی نشان می‌دهد که هنوز در تاریخ زبان فارسی واژه‌هایی وجود دارند که باید بازنمایی شوند. همچنین بررسی این نوع واژه‌ها می‌تواند گسترۀ لغات زبان فارسی، مراحل دگرگونی و تحول واژه‌ها، و گونه‌های مختلف یک واژه را نشان دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شرح دشواری‌های چند بیت از اشعار انوری در فرهنگ زُبدة الفواید</title>
      <link>https://hlit.sbu.ac.ir/article_106433.html</link>
      <description>علاقه‌مندی هندیان به زبان فارسی، تشویق شاهان ادب‌نواز هندوستان، گسترش سریع ادبیات فارسی در هند و حکومت برخی از خاندان‌های ایرانی‌نژاد در هند از جمله عواملی بود که موجب شد تا فرهنگ&amp;amp;shy;های فارسی منتشر شده در هند، بیش از هر منبعی با تکیه بر امهات متون ادب فارسی تدوین شوند و در نتیجه، بخش&amp;amp;shy;هایی از متون ادب فارسی در ضمن این فرهنگ&amp;amp;shy;ها مورد بررسی قرار گیرند. از جمله فرهنگ&amp;amp;shy;های معتبر و گمنام زبان فارسی، فرهنگ زبدة &amp;amp;shy;الفواید است که با هدف کمک به فهم متون ادب فارسی تألیف شده است. شیرخان سُور در این فرهنگ در کنار ضبط لغت&amp;amp;shy;ها و معانی آنها، به گزارش دشواری&amp;amp;shy;های شعر فارسی نیز پرداخته است. از آنجاکه سهم ابیات دشوار توضیح داده شده از انوری در این فرهنگ برجسته است، در پژوهش حاضر به شیوه&amp;amp;shy;ای توصیفی، تحلیلی و تطبیقی، به بررسی شرح دشواری&amp;amp;shy;های چند بیتی از اشعار انوری در این فرهنگ پرداخته شده است. توجه به ضبط ابیات انوری و ارائه نسخه بدل&amp;amp;shy;های ابیات، برگردان منثور ابیات انوری، توضیح لغات دشوار و گزارش دشواری&amp;amp;shy;های دیوان انوری، نقد نگاه شارحان اشعار انوری و بهره&amp;amp;shy;گیری از دیوان انوری به عنوان منبع استخراج مدخل&amp;amp;shy;ها، از جایگاه شعر انوری در تدوین این فرهنگ حکایت دارد. هرچند پیشگامی شیرخان سُور در شرح اشعار انوری و دوری او از خاستگاه اصلی زبان فارسی و کاربران آن و گاه بی&amp;amp;shy;دقتی&amp;amp;shy;های او و منابع مورد استفاده‌اش که غالباً منابع هندی هستند، رعایت جانب احتیاط را در بهره&amp;amp;shy;گیری از این فرهنگ ضروری می&amp;amp;shy;نماید اما بدون تردید در گره&amp;amp;shy;گشایی از مشکلات شعر انوری نمی&amp;amp;shy;توان از این فرهنگ بی‌نیاز شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آسیب‌شناسی تصحیح در دو چاپ پیشین دیوان عماد فقیه کرمانی</title>
      <link>https://hlit.sbu.ac.ir/article_106582.html</link>
      <description>در تصحیح متون کهن علاوه بر تهیۀ دست‌نویس&amp;amp;shy;های معتبر استفاده از روش&amp;amp;shy;های علمی و شناخت معیارهای تصحیح و نگاه انتقادی امری ضرور است. عماد فقیه کرمانی از شعرای سدۀ هشتم هجری است که دیوان اشعار وی را یک &amp;amp;shy;بار رکن&amp;amp;shy;الدین همایونفرخ و یک بار یحیی طالبیان و محمود مدبری چاپ کرده&amp;amp;shy;اند. با وجود دو تصحیح از دیوان عماد به دلیل عدم استفاده از دست‌نویس&amp;amp;shy;های معتبر و همچنین عدم روشمندی در تصحیح، لغزش&amp;amp;shy;ها و ایراداتی در هر دو چاپ به چشم می&amp;amp;shy;خورد. یکی از ایرادات موجود در هر دو چاپ ضبط&amp;amp;shy;های اشتباه در تصحیح همایونفرخ و ورود همان ایرادات بدون اصلاح در تصحیح طالبیان و مدبری است. با بررسی دست‌نویس&amp;amp;shy;های هر دو چاپ مشخص شد این ایرادات ناشی از بدخوانی دست‌نویس&amp;amp;shy;ها است. طالبیان و مدبری بدون در نظر گرفتن ضبط&amp;amp;shy;های درست دست‌نویس&amp;amp;shy;های مورد استفادۀ خود برخی از این مشکلات را در متن مصحح خود تکرار کرده&amp;amp;shy;اند. همچنین در این تصحیح بدون رجوع به اصل دست‌نویس&amp;amp;shy;های چاپ همایونفرخ متن چاپ‌شده را با حرف اختصاری &amp;amp;laquo;چ&amp;amp;raquo; و نسخه بدل&amp;amp;shy;های آن را با حرف اختصاری &amp;amp;laquo;نچ&amp;amp;raquo; در پاورقی آورده&amp;amp;shy;اند. در این پژوهش سعی شده است تا علاوه بر نشان دادن مشکلات مشترک در هر دو چاپ با خوانش درست و دقیق دست‌نویس&amp;amp;shy;های مورد استفادۀ آنها و دستیابی به دست‌نویس&amp;amp;shy;های تازه&amp;amp;shy;یافته، صورت صحیح ابیات را به دست دهیم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شیوه‌های تأثیرپذیری شاعران سدۀ سیزدهم افغانستان از غزلیات میرزا عبدالقادر بیدل با تکیه بر اشعار میر هوتک افغان و غلام محمد طرزی</title>
      <link>https://hlit.sbu.ac.ir/article_105933.html</link>
      <description>میرزا عبدالقادر بیدل (ت ۱۰۵۴ ق. پتنه، هندوستان، ف ۱۱۳۳ ق. دهلی هند) شاعر و نمایندۀ برجسته سبک هندی که با غزل‌های وی این سبک به اوج خود می‌رسد، وی اندکی بعد از وفاتش در افغانستان و ماوراءالنهر از شهرت و محبوبیت خاصی برخوردار شد و غزل‌هایش مورد توجه شاعران منطقه قرار گرفت، تا جایی که بسیاری از شاعران می‌کوشیدند تا به استقبال از غزل‌های وی شعر بسرایند. این روند به‌حدی گسترش یافت که حدوداً یک قرن (از اواسط قرن ۱۸ تا اواسط قرن ۱۹ م) را عصر بیدلگرایی نامیده‌اند. در سدۀ سیزدهم بسیاری از شاعران مطرح این کشور به‌نحوی پیرو بیدل بودند. میر هوتک افغان (۱۱۸۰- ۱۲۴۲ ق) و غلام محمد طرزی (۱۲۵۴-۱۳۱۸ ق)، از شاعران مطرح این سده مورد مطالعۀ این تحقیق است که تا کنون پیرامون این دو شاعر در این خصوص و با چنین عنوان، تحقیقی صورت نگرفته است. پژوهش حاضر با استفاده از روش‌های اسنادی و تحلیل محتوایی، روش‌های تأثیرگذاری بیدل دهلوی بر شاعران سدۀ سیزدهم افغانستان را با تکیه بر غزل‌های دو شاعر مزبور در سطوح ساختاری و محتوایی مورد مطالعه قرار می‌دهد. این پژوهش نشان می‌دهد که این دو شاعر، با تقلید و اقتفا از غزل‌های بیدل و با استفاده از عناصر شعری و مضامین اشعار وی، شعرهای زیادی سروده‌اند که تأثیرپذیری ایشان از بیدل در سطوح ساختاری و محتوایی خیلی برجسته و محسوس است. شباهت‌های ساختاری (شکل و فرم) و شباهت‌های محتوایی (مضامین و موضوعات) میان اشعار افغان و طرزی و بیدل نشان می‌دهد که اشعار هردو شاعر از نظر مضامین و محتوا با مضامین غزل‌های بیدل شباهت و همخوانی زیاد دارد و هم در سطوح ساختاری از قبیل وزن، قافیه، ردیف و واژگان نیز از غزل‌های بیدل پیروی کرده‌اند که البته شباهت‌های ساختاری نسبت به محتوایی بیشتر و برجسته‌تر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شاعر ایرانی تبار سبک هندی: عنایت خان آشنا</title>
      <link>https://hlit.sbu.ac.ir/article_106669.html</link>
      <description>این مقاله به بررسی زندگی عنایت‌خان آشنا (۱۰۸۱ - ۱۰۳۷ هـ.ق) شاعر فارسی‌گوی قرن یازدهم می‌پردازد و با استناد به منابع دست اوّل و نزدیک به عهد شاعر، به روش تحلیل تاریخی اطّلاعاتی دربارهٔ نام، تاریخ تولّد، زادگاه، پدر و مادر، همسر و فرزند، صورت ظاهر، مذهب و عقاید، ارتباط او با حکومت، وفات و خاک‌جای، و مشاغل شاعر به دست می‌دهد، و معلوم می‌دارد که عنایت‌خان تباری ایرانی دارد امّا در هند زاده و بالیده و هیچ‌گاه به ایران نیامده است. جدّش خواجه ابوالحسن تربتی در عهد اکبرشاه گورکانی از ایران به هند رفته و به مقام وزارت رسیده است. پدرش ظفرخان نیز شاعر و اهل فضل و ادب بوده و مورد حمایت حاکمان زمان قرار گرفته و شاهجهان حکومت کشمیر را به او واگذاشته بوده است. مادر عنایت‌خان به نام بزرگ‌خانم خواهرزادهٔ بانو ممتاز محل، ملکهٔ شاهجهان بوده است. به‌سبب برخورداری از چنین پیشینهٔ خانوادگی و بهره‌مندی از علم و فضل و ادب، عنایت‌خان مدّتی به مقام وزارت دربار نیز نائل آمد. از او بیش از چهار هزار و پانصد بیت شعر و یک کتاب نثر با نام ملخّص شاهجهان&amp;amp;shy;نامه باقی مانده است. کتاب مزبور مربوط به زمانی است که وی به ریاست کتابخانۀ سلطنتی رسید و تاریخ سی سالۀ سلطنت شاهجهان را از کتاب‌های مفصّل تاریخی آن عهد، تلخیص و عبارات آن را ساده کرد که مورد پسند همگان واقع شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تاریخی- تطبیقی عروض رباعی در فارسی و عربی</title>
      <link>https://hlit.sbu.ac.ir/article_106585.html</link>
      <description>رباعی یک قالب شعری است که با وزن منحصر به فردش شناخته می‌شود، اما از دیرباز در تعیین وزن اصلی آن و شیوۀ رکن‌بندی رباعی هم در فارسی و هم در عربی در میان عروضیان اختلاف نظر بوده است. از سوی دیگر با آن‌که قالب و وزن رباعی از فارسی وارد عربی شده، رکن‌بندی عروضی آن با رباعی فارسی متفاوت بوده است. به طوری که رباعی در عربی در ضمن عروض خلیل قرار نداشته و قاعدۀ سبب و وتد بر آن حاکم نبوده است، ولی عروض فارسی سنتی آن را در بحر هزج گنجانده است. در این جستار ابتدا کوشیده شده است پس از بررسی مختصر تاریخی عروض رباعی در فارسی و عربی، وزن اصلی رباعی در هر دو نظام وزنی تعیین شده و شیوۀ یکسانی برای رکن‌بندی آن در فارسی و عربی اتخاذ شود و سپس با مقایسۀ وزن اصلی آن دو، اختیارات شاعریِ رباعی در هر دو نظام وزنی معلوم گردد. رکن‌بندی وزن اصلی رباعی در فارسی به صورت &amp;amp;laquo;مستفعلُ مستفعلُ مستفعلُ فعْ&amp;amp;raquo;(- - U U - - U U - - U U &amp;amp;ndash;) و در عربی به صورت &amp;amp;laquo;مستفعلُ مفعولاتُ مستفعلُ فعْ&amp;amp;raquo;(- - U U - - - U - - U U &amp;amp;ndash;) تعیین شده و تنها اختلاف در رکن دوم است که به جای &amp;amp;laquo;مستفعلُ&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;مفعولاتُ&amp;amp;raquo; آمده است که همین اختلاف منجر به برخی تفاوت‌ها در اختیارات شاعری در رباعی عربی در مقایسه با رباعی فارسی شده است. روش پژوهش در این نوشته روش تطبیقیِ مبتنی بر مکتب فرانسه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رفتارشناسی شخصیت‌های داستان رستم و سهراب بر پایۀ تئوری انتخاب ویلیام گلسر</title>
      <link>https://hlit.sbu.ac.ir/article_106860.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تحلیل روان‌شناختی رفتار شخصیت‌های تأتیر‌گذار داستان رستم و سهراب در شاهنامۀ فردوسی، مبتنی بر چارچوب نظریۀ انتخاب ویلیام گلسر، به روش تحلیلی ـ توصیفی انجام شده است. پرسش محوری مقاله آن است که چگونه می‌توان با تکیه بر مؤلفه‌های کلیدی تئوری انتخاب (نیازهای اساسی، مسئولیت‌پذیری، واقعیت‌گرایی و ماشین رفتار)، خوانشی نظام‌مند از کنش‌های مؤثر و نامؤثر شخصیت‌های این روایت ارائه داد؟ یافته‌ها نشان می‌دهد که رفتار شخصیت‌ها در چارچوب پنج نیاز بنیادین ویلیام گلسر (بقا، عشق و تعلق خاطر، قدرت، آزادی و تفریح) شکل می‌گیرد و تضاد میان &amp;amp;laquo;واقعیت بیرونی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ادراک ذهنی&amp;amp;raquo; آنان، به‌ویژه در شخصیت سهراب، به‌عنوان محرک اصلی انتخاب‌های تراژیک عمل می‌کند. همچنین، مسئولیت‌گریزی رستم در افشای هویت واقعی خود، نقشی کلیدی در تقابل میان &amp;amp;laquo;کنترل درونی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;کنترل بیرونی&amp;amp;raquo; ایفا می‌کند که به گسست ارتباط مؤثر و فاجعه‌بار داستان می‌انجامد. در پایان این مقاله به این نتیجه می‌رسد که فقدان توازن در ارضای نیازهای اساسی و واکنش ناکارآمد به واقعیت، انتخاب‌های شخصیت‌ها را به‌سمت سرنوشتی تراژیک سوق می‌دهد که منجر به فاجعه می‌گردد. این مطالعه نه تنها ظرفیت نظریه‌های روان‌شناسی را در تحلیل متون حماسی تأیید می‌کند، بلکه الگویی برای بررسی تعامل &amp;amp;laquo;اختیار&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مسئولیت‌پذیری&amp;amp;raquo; در ادبیات کلاسیک ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربرد صفتِ فاعلیِ نقلی به‌عنوانِ صفتِ فاعلیِ مضارع در متون قدیم و نقدی بر فرضیۀ ابدال صفتِ فاعلی به صفتِ مفعولی</title>
      <link>https://hlit.sbu.ac.ir/article_106685.html</link>
      <description>در غالب دستورهای فارسی، &amp;amp;laquo;بن ماضی + ـ ه&amp;amp;raquo; را صفت مفعولی می‌نامند، در حالی که هر گاه بن ماضی از مصدری لازم گرفته شده‌باشد، صورت &amp;amp;laquo;بن ماضی + ـ ه&amp;amp;raquo; از آن، نوعی صفت فاعلی خواهد بود. این صفت فاعلی به عملی اشاره می‌کند که موصوفِ صفت در گذشته انجام داده، اما نتیجۀ آن تا کنون باقی مانده‌است؛ از این روی آن را &amp;amp;laquo;صفت فاعلیِ نقلی&amp;amp;raquo; می‌خوانیم. در زبان فارسی (چه امروز و چه در متون قدیم) بعضی صفت‌های فاعلی نقلی در جایگاهی به کار رفته‌اند که عادتاً صفت فاعلی مضارع (بن مضارع + ـ ه) در آن به کار می‌رود. این کاربردها گاه در متن‌های تصحیح‌شده، به‌علّت ناآشنایی مصحّحان، از میان رفته‌اند و گاه موجب خطا در معنی کردن ابیات و عبارات شده‌اند. در این مقاله کوشیده‌ام تا چرایی و چگونگی کاربرد صفت‌های فاعلی نقلی به‌عنوان صفت فاعلی مضارع را روشن سازم و بعضی شواهد از کاربرد این نوع از صفت‌های فاعلی را از متون استخراج کنم و به دست دهم. همچنین این تحقیق فرضیۀ ابدال صفت فاعلی به صفت مفعولی را، در مواردی که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته‌است، زیر سؤال می‌برد و نشان می‌دهد که آنچه در اینجا اتّفاق افتاده‌است نوعی فرآیند صرفی است، نه فرآیندی آوایی.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل زبان‌شناختی و فلسفیِ کارکردهای پیوستار زمانی ـ مکانی در شعر پروین اعتصامی؛ از دریافت عینی تا ادراک انتزاعی</title>
      <link>https://hlit.sbu.ac.ir/article_106584.html</link>
      <description>عناصری در متن وجود دارند که در شکل‌گیریِ تخیلِ خلاقِ خواننده سهیم هستند. در این میان، نشان‌دهندگان زمان و مکان علاوه بر کارکردِ اولیۀ خود یعنی آگاه‌سازیِ مخاطب از زمان و مکانِ مرتبط با کنش، کارکردی غیرمستقیم نیز در اندیشۀ مخاطب بر عهده دارند، زیرا خوانندۀ متن را وارد پیوستار زمانی &amp;amp;ndash; مکانیِ متن می‌کنند؛ پیوستاری که می‌تواند به صورت عینی یا انتزاعی نزد خوانندۀ اثر جاری باشد. در قصیده‌های پروین اعتصامی با نمونه‌هایی از تلفیق پیوستار زمانی &amp;amp;ndash; مکانیِ عینی و پیوستارِ زمانی &amp;amp;ndash; مکانیِ ذهنی یا انتزاعی مواجه می‌شویم، چگونه می‌توان نظم میان عناصر نشان‌دهندۀ زمان و مکان را تبیین نمود؟ هدف از این پژوهش دریافت چگونگیِ شکل‌گیریِ پیوستارهای زمانی&amp;amp;ndash; مکانیِ عینی و انتزاعی در شعر پروین اعتصامی است تا از این رهگذر به ادراک اندیشۀ درونیِ واژگان نائل شویم. برای نیل به این منظور، آراء و اندیشه‌های فلسفی هانری برگسون می‌تواند زمینۀ درک ابعاد عینی و انتزاعیِ مفهوم زمان و چگونگیِ امکان سنجش &amp;amp;laquo;مدّت&amp;amp;raquo; را مهیا سازد و در تحلیل ساز و کار پیوستار زمانی &amp;amp;ndash; مکانی، مطالعات میخائیل باختین نیز راهنمای این کاوش است. بدین ترتیب، مطالعاتِ فلسفیِ این دو اندیشمند در باب ماهیّت زمان در قصیدۀ &amp;amp;laquo;افسون دنیا&amp;amp;raquo; از دیوان پروین اعتصامی مورد تبیین قرار می‌گیرد. در نتیجه عناصر زمانی و مکانی همواره با یکدیگر ادراک می‌شوند و حتی در غیاب یکی از این دو عنصر، به‌واسطۀ ویژگیِ کیفیِ پیوستگیِ زمانی، امکان دریافتِ انتزاعیِ عنصر غایب توسط عنصر حاضر نزد خوانندۀ اثر همچنان وجود دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مَهسَتی گنجوی در چنبرۀ تحریف: از انتساب‌های اشتباه تا جعلیات عمدی</title>
      <link>https://hlit.sbu.ac.ir/article_106874.html</link>
      <description>مهستی گنجوی، شاعرۀ نامدار سدۀ ششم هجری، از چهره‌های برجستۀ ادبیات فارسی است که رباعیاتش از لطافت و زیبایی بی‌نظیری برخوردارند. با این حال، میراث شعری او در گذر زمان دستخوش اقسام تحریف‌ها و انتساب‌های نادرست شده است. برخی از این تغییرات ناشی از سهو در نقل منابع و برخی دیگر حاصل جعل‌های عمدی است که با اهداف مختلف صورت گرفته‌اند. این تحریف‌ها هم در اشعار منسوب به او، هم در احوال و زندگانی او و گاه حتی در نام مهستی رخ داده، تا جایی که تشخیص سره از ناسره و داوری درست در خصوص شخصیت و شعر او را دشوار کرده‌است. نکتۀ‌ بسیار مهم در پژوهش‌های مهستی‌شناسی تأثیر شگرفی است که داستان عامیانه و البته غیرمستند &amp;amp;laquo;امیراحمد و مهستی&amp;amp;raquo; بر منابع سده&amp;amp;shy;های پیشین و پژوهش‌های معاصر گذاشته و اندک حقایق موجود تاریخی دربارۀ او را خدشه&amp;amp;shy;دار نموده است. این روایت نادرست، جایگاه غیرمنتظره‌ای در تحقیقات یافته و چهرۀ واقعی مهستی را در هاله‌ای از ابهام فرو برده است.&amp;amp;nbsp;مقالۀ حاضر تلاش دارد مجموعه&amp;amp;shy;ای از تلاش&amp;amp;shy;های ناصواب، همچون تحریف نام و هویت مهستی، انتسابات نادرست شعری، تحریف و جعل‌های عامدانۀ تاریخی را که شاعر و شعر او از زمان&amp;amp;shy;های دور تا دوران معاصر بدان&amp;amp;shy;ها گرفتار آمده است بررسی کند تا راه برای تصحیح دیوان او و تنظیم مجموعه&amp;amp;shy;ای منقح از رباعیاتش هموار گردد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
