ارتباط دوسویة حاکمیّت و اندیشه در دوران سامانی و غزنوی

نوع مقاله : مروری

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران

2 استاد بازنشستۀ دانشگاه شهید بهشتی

چکیده

سیر تعالی علم و ادب در خراسان و ماوراءالنّهر از انقراض ساسانیان تا قدرت گرفتن حکومت‌های ایرانی متوقّف ماند. در عهد طاهریان و صفّاریان زبان و ادبیّات فارسی جانی دوباره یافت و گام‌های استوار و مطمئنّی به‌سوی باروری فرهنگی و علمی برداشته شد. صفّاریان، نخستین خانوادة بومی خراسان بودند که زبان فارسی را جایگزین زبان عربی ساختند. با ایجاد حاکمیّت در خراسان، تحرّک فکری‌ و فلسفی اندیشمندان و علمای این خطّه از سر گرفته شد و رکود گذرای فرهنگی پایان پذیرفت. تحوّلات علمی سبب شد تا برخی، قرن چهارم را «رنسانس اسلامی» نامیدند. برهة زمانی مورد بحث (قرن سوم، چهارم و پنجم ه.ق)، از مهمترین ادوار فرهنگی فارسی به‌حساب می‌آید و بررسی عوامل رشد و افول اندیشه و ارتباط آن با حاکمیّت ضروری می‌نماید. با تبیین رفتار پادشاهان سامانی و غزنوی دربرابر اندیشمندان، کیفیّت مدارس علمی و اهمیّت خاندان های محلّی بیش از پیش روشن می‌شود.

کلیدواژه‌ها