سبک روایتگر درحکایتهای هزار و یک شب

نوع مقاله : مروری

نویسندگان

1 استادیارادبیات دانشگاه هرمزگان

2 استادیار زبان وادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور

3 دانشجوی ارشدزبان وادبیات فارسی

چکیده

هزار و یکشب شامل حماسه‌های پهلوانی، ادبیّات حکمی، قصّه‌های حیوانات، افسانه‌های جهان شناختی، مشاجرات ادیبانه وانبوهی شعراست. روایت شنو در زمانی کوتاه با شخصیّتهای بسیاری آشنا می‌شود و بعدازآگاهی یافتن از گذشته، حال وآیندة آنها به حکایتی دیگر و شخصیّتهای دیگری می‌رسد. شهرزاد برای فراراز مرگ و نجات جان خویش حکایت شبها را سلسله وار طی می کند تا به سرانجام و پایان کار خویش در پس تمام این حکایتها برسد. او دراین شتاب با حذف صریح بسیاری ازحوادث فرعی وتوصیف اجمالی شخصیّتهای داستانی خواننده را نیز با خود همراه می سازد وبرای آشناسازی ذهن مخاطب باشخصیّتهای اصلی وفرعی داستان، ازشیوة شخصیّت پردازی مستقیم وغیرمستقیم یاری می‌جوید. شخصیّتها تا حدّی توصیف می شوند که ارتباط و وابستگی بیشتری بارخدادها و حوادث داستان داشته باشند و بندرت ازخصوصیّات درونی، ‌احساسات واندیشة آنها بطورصریح سخن گفته می شود.

کلیدواژه‌ها