زمینه‌های شکایت از روزگار در ادبیّات عصر سلجوقی

نوع مقاله : مروری

نویسنده

دانشگاه بوعلی سینا

چکیده

بخش عمده‌ای از نارضایتی عمومی در عصر سلجوقی که در فریاد و فغان شاعران از اوضاع زندگی و زمانه بازتاب پیدا کرده است، ارتباط مستقیم به حکومت و سیاست دارد. در این دوره، ادارة بخشهای عمده ای از مملکت در دست حاکمانی قرار می‌گیرد که از نظر سنّ و سال به بلوغ لازم نرسیده‌اند و از نظر سواد و تجربه، اشراف کافی بر امور ندارند و مجموعه‌ای از افراد جاهل و عاری از اهلیّت نیز گرداگرد حکومت و نهادهای آن را فراگرفته اند و همة این عوامل عرصه را بر صاحبان اندیشه و هنر بسیار تنگ کرده است. وقتی شاعران و نویسندگان با تصوّراتی که از حکومت آرمانی و تصویرهایی که از تاریخ گذشته دارند به ارزیابی امور می‌پردازند، امیدواریهای خود را برای بهبود جامعه به کلّی از دست می‌دهند و فریاد ناخرسندی سر می دهند. دلایل دیگر این نارضایتی و انتقادگری از زمانه را باید در عواملی چون تنوّع فکر و فرهنگ و هنر، و فعّالیت فرقه های گوناگون مذهبی، و فراوانی شاعران و گستردگی حوزة جغرافیایی حضور آنها و تنوّع سبکهای فردی نیز جستجو کرد که هم حکومتها و هم شاعران از آزادی عمل و استقلال منطقه ای برخوردارند چرا که کثرت دربارها و سلیقه ها و به تبعیت از آن، وجود آزادی انتخاب در جامعه و امکان ترک دربارهای نادل خواه و روی آوردن به دربارهای دل خواه به وسیلة شاعران نگرش باز و جسارت آمیزی به آنها می بخشد. به این خاطر است که بیشترین شکوه ها و گله گزاریها از زمانه در این دوره انجام گرفته است.

کلیدواژه‌ها