<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>تاریخ ادبیات</JournalTitle>
				<Issn>2008-7349</Issn>
				<Volume>12</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Representation of power in Ministerial order bty Ghyas al Din Khandmir</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تحلیل بازنمایی ایدئولوژی در دستورالوزراء نوشتۀ غیاث‌الدین خواندمیر</VernacularTitle>
			<FirstPage>5</FirstPage>
			<LastPage>32</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">98906</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.48308/hlit.2019.98906</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>زهرا</FirstName>
					<LastName>جعفریان</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد بناب، دانشگاه آزاد اسلامی، بناب، ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>نرگس</FirstName>
					<LastName>اسکویی</LastName>
<Affiliation>دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بناب، دانشگاه آزاد اسلامی، بناب، ایران</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0003-2991-1038</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2019</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>16</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>Writing the history of ministration has an important position in Persian literature; these writings are in sort of political notes in written historical, and Persian literature works, and narrate the role of state fora, and ministers in authorities, and provide some measures to improve this position&#039;s quality of services. History of ministration involves precious information in historical, political, ideological, and linguistic aspects, and analyzing of language, and thought layers of these texts, by considering their times&#039; situations, helps to representation of information deeply. So the main issue of this paper is exact identification of thinking, cultural, and political structures of these books as a type of Persian writings of history, through analyzing of criticizing notion of power, and culture in layers of texts&#039; styles. The author of this book, Khahdmir, who was writer in Teymories&#039; court, and was directly supported by his time&#039;s rulers, wrote this text by clarified political, and religious orientation to support ruling power, and its subjects. Findings of this paper, which was made in mixed (descriptive-analytical) approach, show that the author prominently tried to strengthen the ruling monolog political notion while Teymories&#039; monarchy, and did hostility with their enemies, and oppositions by using: 1- prominent, and meaningful words, and direct confrontation in favor of religious and governmental choices, 2- using of continues, and decisive dialectic by awareness and active voice&#039;s prevalence, 3- Abundant use of ideological similes, and metaphors in rhetorical layers to strengthen cultural, and political ends, and also 4- get more benefits from encouraging actions, and reactions to formalizing current ideological values.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">در تاریخ ادبیات فارسی، وزارت‌نامه‌نویسی جایگاه بااهمیتی دارد؛ وزارت‌نامه‌ها نوعی از انواع سیاست‌نامه‌نویسی هستند و در شناساندن اهمیت و جایگاه نقش دیوان‌‌سالاری و جایگاه وزیر در حکومت‌ها -و نیز ارائۀ راه‌کارهایی برای بهبود کیفی این سمت خطیر- می‌کوشند؛ وزارت‌نامه‌ها، حاوی اطلاعات ارزشمندی در جنبه‌های تاریخی، سیاسی، ایدئولوژیکی و زبان‌شناختی هستند و تحلیل لایه‌های زبانی و اندیشگانی این متون، در بافت موقعیتی  تولید آن، به بازنمایی این اطلاعات کمک شایانی خواهد نمود. بر این اساس، مسالۀ اصلی این تحقیق، شناساندن دقیق ژرف‌ساخت‌های فکری، فرهنگی و سیاسی کتاب دستور‌الوزراء، به عنوان یکی از نمونه‌های تاریخ‌نامه‌نویسی فارسی، از طریق تحلیل گفتمان انتقادی قدرت و فرهنگ در لایه‌های سبکی این متن بوده است. خواندمیر، مؤلف این کتاب، منشی دیوان تیموریان و تحت حمایت مستقیم زمامداران عصر، این متن را با جهت‌گیری صریح سیاسی و مذهبی، در حمایت از قدرت حاکم و اتباع آن نگاشته است؛ دستآورهای حاصل از این تحقیق، که به روش تحقیق ترکیبی (تحلیلی-توصیفی- استدلالی) انجام یافت، نشان می‌دهد که: مؤلف از طریق: 1-برخورداری از واژگان نشاندار و شاخص با سویه‌گیری مستقیم به نفع گزینش‌های دینی و حکومتی، 2-بهره‌مندی از نحو پیوسته و قطعیت گفتمانی با غلبۀ وجه اخباری و صدای دستوری فعال، 3-استفاده فراوان از تشبیهات و استعارات ایدئولوژیکی در لایۀ بلاغی برای تقویت منظورهای سیاسی و فرهنگی، 4-بهره‌مندی بیشتر از کنش‌های ترغیبی برای رسمیت دادن به ارزش‌های حاکم بر ایدئولوژی خود (سیاست-مذهب) و مشروعیت بخشیدن بر گفتمان مسلط زمانۀ خود کوشیده است.</OtherAbstract>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://hlit.sbu.ac.ir/article_98906_3cf872b7801d76c36300376657a592a6.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>تاریخ ادبیات</JournalTitle>
				<Issn>2008-7349</Issn>
				<Volume>12</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>معرفی نسخۀ خطی دیوان ابراهیم آبادِ منصور اصفهانی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>معرفی نسخۀ خطی دیوان ابراهیم آبادِ منصور اصفهانی</VernacularTitle>
			<FirstPage>33</FirstPage>
			<LastPage>61</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">98904</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.48308/hlit.2019.98904</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>ایوب</FirstName>
					<LastName>امیدی</LastName>
<Affiliation>بدون سمت</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-0905-7543</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مریم</FirstName>
					<LastName>مشرف</LastName>
<Affiliation>هیات علمی</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-5933-0878</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>احمد</FirstName>
					<LastName>خاتمی</LastName>
<Affiliation>هیات علمی</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0003-4902-2772</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2019</Year>
					<Month>04</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>آن‌چه از گذشتگان به صورت نسخه‌های خطی برای ما باقی مانده، هر کدام گنجینه‌ای است که باید در حفظ، احیا و شناسایی آن کوشید. با وجود آن‌که در سال‌های اخیر، سعی فراوانی در شناسایی و معرفی این گنجینه‌های نفیس صورت پذیرفته، لیکن هنوز راه نرفته بسیار است؛ یکی از این آثار ناشناخته و ارزشمند، دیوان &quot;ابراهیم آباد&quot; از محمدرضا ابن‌رجبعلی، ملقب به شرابی و متخلص به منصور است که شاعر و طبیب دربار شاهزاده ابراهیم‌خان قاجار( حاکم کرمان) بوده است. با بررسی‌های انجام گرفته در فهرست نسخ خطی، تنها یک نسخه از دیوان وی در کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی یافت شد؛ به نظر می‌رسد این نسخه توسط شاعر کتابت شده است و در آن قرینه‌ای مبتنی بر تاریخ کتابت نسخه وجود ندارد. این مقاله می‌کوشد برای نخستین‌بار به معرفی اشعار، مضامین و ویژگی‌های شعری شاعر بر اساس تنها نسخۀ موجود بپردازد و همچنین با استفاده از تذکره‌های موجود، شرح‌حالی از زندگی وی اراِئه دهد. پس از بررسی و خوانش این نسخه به این نتیجه رسیدیم وی از شاعران متوسط دورۀ قاجار است؛ اشعارش ساده و روان و در شعر به شاعرانی از جمله: انوری، خاقانی، حافظ، جمال‌الدین و کمال‌الدین نظر داشته و در کاربرد انواع صنایع بدیعی و بیانی به صنایعی چون: انواع جناس، تکرار، موازنه، مزدوج، لف و نشر، تجاهل العارف، تنسیق الصفات، حسن تعلیل، تلمیح(به‌ویژه تلمیحات اساطیری و مذهبی)، ایهام تناسب و انواع تشبیه(به‌ویژه تشبیه تفضیل و بلیغ) توجه ویژه‌ای دارد. روش انجام این پژوهش، کتابخانه-ای و استناد به نسخۀ حاضر می‌باشد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">     آن­چه از گذشتگان به صورت نسخه­های خطی برای ما باقی مانده، هر کدام گنجینه­ای است که باید در حفظ، احیا و شناسایی آن کوشید. با وجود آن­که در سال­های اخیر، سعی فراوانی در شناسایی و معرفی این گنجینه­های نفیس صورت پذیرفته، لیکن هنوز راه نرفته بسیار است؛ یکی از این آثار ناشناخته و ارزشمند، دیوان &quot;ابراهیم آباد&quot; از محمدرضا ابن­رجبعلی، ملقب به شرابی و متخلص به منصور است که شاعر و طبیب دربار شاهزاده ابراهیم­خان قاجار( حاکم کرمان) بوده است. با بررسی­های انجام گرفته در فهرست نسخ خطی، تنها یک نسخه از دیوان وی در کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی یافت شد؛ به نظر می­رسد این نسخه توسط شاعر کتابت شده است و در آن قرینه­ای مبتنی بر تاریخ کتابت نسخه وجود ندارد. این مقاله می­کوشد برای نخستین­بار به معرفی اشعار، مضامین و ویژگی­های شعری شاعر بر اساس تنها نسخۀ موجود بپردازد و همچنین با استفاده از تذکره­های موجود، شرح­حالی از زندگی وی اراِئه دهد. پس از بررسی و خوانش این نسخه به این نتیجه رسیدیم وی از شاعران متوسط دورۀ قاجار است؛ اشعارش ساده و روان و در شعر به شاعرانی از جمله: انوری، خاقانی، حافظ، جمال­الدین و کمال­الدین نظر داشته و در کاربرد انواع صنایع بدیعی و بیانی به صنایعی چون: انواع جناس، تکرار، موازنه، مزدوج، لف و نشر، تجاهل العارف، تنسیق الصفات، حسن تعلیل، تلمیح(به­ویژه تلمیحات اساطیری و مذهبی)، ایهام تناسب و انواع تشبیه(به­ویژه تشبیه تفضیل و بلیغ) توجه ویژه­ای دارد. روش انجام این پژوهش، کتابخانه­ای و استناد به نسخۀ حاضر می­باشد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دیوان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شعر فارسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">منصور</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نسخۀ خطی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://hlit.sbu.ac.ir/article_98904_c92df99036ea555dd91a369a524194cf.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>تاریخ ادبیات</JournalTitle>
				<Issn>2008-7349</Issn>
				<Volume>12</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تحلیل سبک‌شناختی طنز شاعران جامعه‌گرا و شاعران صوفی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تحلیل مقایسه‌ای طنزپردازی شاعران جامعه‌گرا (انوری، سعدی و عبید زاکانی) و شاعران صوفی (سنایی، عطار و مولوی)</VernacularTitle>
			<FirstPage>63</FirstPage>
			<LastPage>85</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">98907</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.48308/hlit.2019.98907</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>طاهره</FirstName>
					<LastName>اله دادی</LastName>
<Affiliation>اموزش و پرورش</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>پارسا نسب</LastName>
<Affiliation>دانشگاه خوارزمی</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>12</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>مقالۀ حاضر به بررسی و مقایسۀ طنزِ شاعران جامعه‌گرا و شاعران صوفی در بازۀ زمانی قرن ششم تا هشتم می‌پردازد تا نشان دهد گرایش‌های فکری متفاوت تا چه میزان در ظهور نوع خاصی از طنز موثّر هستند. شاخصه‌های مورد ارزیابی به سه جنبۀ شخصیت‌پردازی، شگردهای طنز و اهداف طنز، تقلیل یافت. با تجزیه و تحلیل این داده‌ها، به نظر می‌رسد طنز شاعران جامعه‌گرا که اندیشۀ آن‌ها بیشتر با جنبه‌های واقع‌گرایی منطبق است، از لحاظ زبان و بیان، شگردها، اهداف و محتوا، نمودی برون‌گرایانه دارد؛ طنزی که حاصل خلاقیت زبانی است و در روساخت اثر خود را نشان می‌دهد. در مقابل، شاعران صوفی مسلک که دیدی عرفانی داشتند، اهداف و محتوای طنز آن‌ها متناسب با افکارشان، جلوه‌ای درون‌گرایانه به خود گرفت؛ مطابق همین، طنز شاعران جامعه‌گرا در پناه بلاغت به ظهور رسید و در بستر طنز زبان‌محوری جریان پیدا کرد، در حالی که طنز شاعران صوفی همانند احوالات درونی آنان در ساختار نفوذ کرد و زمینۀ شکل‌گیری طنز ساختاری را فراهم آورد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">مقالۀ حاضر به بررسی و مقایسۀ طنزِ شاعران جامعه­گرا و شاعران صوفی در بازۀ زمانی قرن ششم تا هشتم می­پردازد تا نشان دهد گرایش­های فکری متفاوت تا چه میزان در ظهور نوع خاصی از طنز موثّر هستند. شاخصه­های مورد ارزیابی به سه جنبۀ شخصیت­پردازی، شگردهای طنز و اهداف طنز، تقلیل یافت. با تجزیه و تحلیل این داده­ها، به نظر می­رسد طنز شاعران جامعه­گرا که اندیشۀ آن­ها بیشتر با جنبه­های واقع­گرایی منطبق است، از لحاظ زبان و بیان، شگردها، اهداف و محتوا، نمودی برون­گرایانه دارد؛ طنزی که حاصل خلاقیت زبانی است و در روساخت اثر خود را نشان می­دهد. در مقابل، شاعران صوفی مسلک که دیدی عرفانی داشتند، اهداف و محتوای طنز آن­ها متناسب با افکارشان، جلوه­ای درون­گرایانه به خود گرفت؛ مطابق همین، طنز شاعران جامعه­گرا در پناه بلاغت به ظهور رسید و در بستر طنز زبان­محوری جریان پیدا کرد، در حالی که طنز شاعران صوفی همانند احوالات درونی آنان در ساختار نفوذ کرد و زمینۀ شکل­گیری طنز ساختاری را فراهم آورد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">طنز جامعه‌گرا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">طنز صوفیانه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">برون‌گرایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">درون‌گرایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">طنز زبان‌محور</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">طنز ساحتاری</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://hlit.sbu.ac.ir/article_98907_9ccf6ccc77072fd8fd8ece8e5373ea2b.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>تاریخ ادبیات</JournalTitle>
				<Issn>2008-7349</Issn>
				<Volume>12</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>درآمدی بر شناخت زندگی و آثار حکیم عزّالدّین ابراهیم کیشی فیلسوف و پزشک نامدار قرن هفتم هجری</ArticleTitle>
<VernacularTitle>درآمدی بر شناخت زندگی و آثار حکیم عزّالدّین ابراهیم کیشی فیلسوف و پزشک نامدار قرن هفتم هجری</VernacularTitle>
			<FirstPage>87</FirstPage>
			<LastPage>106</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">98910</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.48308/hlit.2019.98910</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>نجف</FirstName>
					<LastName>جوکار</LastName>
<Affiliation>داستاد دانشگاه شیراز</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>03</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>حکیم عزّالدّین ابراهیم کیشی، فیلسوف، طبیب و دانشمند گرانمایة قرن هفتم هجری است که ابعاد زندگی و شخصیت وی تا کنون ناشناخته مانده‌است. او در سال‌های آغازین قرن هفتم در کیش به دنیا آمد‌ و برای فراگیری دانش راهی شیراز شد. مراحل پختگی و کمال علمی وی با روزگار اتابک ابوبکر زنگی همراه بوده‌است. در سال‌های پایانی حکومت ابوبکر سعد زنگی بین ابوبکر و شماری از دانشمندان از جمله عزّالدّین کیشی که اغلب از صاحبان علوم عقلی بوده‌اند نزاعی در می‌گیرد که سرانجام به اخراج و تبعید تنی چند از ایشان می‌انجامد. مقصد بعدی عزّالدّین کرمان بوده‌است. عزّالدّین که به دعوت ترکان خاتون، حاکم قراختایی کرمان راهی آن دیار شده‌بود تا پایان عمر در آن دیار مسکن می‌گزیند و ضمن مداوای بیماران به تکمیل دانش و تجربیات پزشکی می‌پردازد و سرانجام به نگارش آثار گوناگون دست می‌یازد. نگارنده با تکیه بر منابع تاریخی و آگاهی‌های درون متنی آثار کیشی کوشیده‌است از زوایای نهان زندگی و اندیشة آن حکیم فرزانه پرده بردارد و کتاب‌ها و رسائل وی را به جویندگان معرفی نماید.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">حکیم عزّالدّین ابراهیم کیشی، فیلسوف، طبیب و دانشمند گرانمایة قرن هفتم هجری است که ابعاد زندگی و شخصیت وی تا کنون ناشناخته مانده‌است. او در سال‌های آغازین قرن هفتم در کیش به دنیا آمد‌ و برای فراگیری دانش راهی شیراز شد. مراحل پختگی و کمال علمی وی با روزگار اتابک ابوبکر زنگی همراه بوده‌است. در سال‌های پایانی حکومت ابوبکر سعد زنگی بین ابوبکر و شماری از دانشمندان از جمله عزّالدّین کیشی که اغلب از صاحبان علوم عقلی بوده‌اند نزاعی در می‌گیرد که سرانجام به اخراج و تبعید تنی چند از ایشان می‌انجامد. مقصد بعدی عزّالدّین کرمان بوده‌است. عزّالدّین که به دعوت ترکان خاتون، حاکم قراختایی کرمان راهی آن دیار شده‌بود تا پایان عمر در آن دیار مسکن می‌گزیند و ضمن مداوای بیماران به تکمیل دانش و تجربیات پزشکی می‌پردازد و سرانجام به نگارش آثار گوناگون دست می‌یازد. نگارنده با تکیه بر منابع تاریخی و آگاهی‌های درون متنی آثار کیشی کوشیده‌است از زوایای نهان زندگی و اندیشة آن حکیم فرزانه پرده بردارد و کتاب‌ها و رسائل وی را به جویندگان معرفی نماید.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عزّالدّین کیشی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ابوبکر سعد زنگی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ترکان خاتون قراختایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رسالة مسالک البغیه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رسالة اختصار القانون</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://hlit.sbu.ac.ir/article_98910_3b50004ac6c37503d2a34bda5c8f9ff0.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>تاریخ ادبیات</JournalTitle>
				<Issn>2008-7349</Issn>
				<Volume>12</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Amir Khusrow Dihlavi&#039;s Advice Letter in the Preface of Masnavi Devalrani and Khizr Khan</ArticleTitle>
<VernacularTitle>نصیحت‌نامه‌ی امیرخسرو دهلوی در دیباچه‌ی مثنوی دِوَل‌رانی و خضرخان</VernacularTitle>
			<FirstPage>107</FirstPage>
			<LastPage>135</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">98893</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.48308/hlit.2019.98893</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>امیرحسین</FirstName>
					<LastName>دولتشاهی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه اصفهان</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سید مهدی</FirstName>
					<LastName>نوریان</LastName>
<Affiliation>استاد دانشگاه اصفهان</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>Devalrani and Khizr Khan is the description of the love of Khizr Khan Khalaji for Diveldi or Devalrani which Amir Khusrow Dihlavi (651-725 AH) composed in 715 AH. In a part of this Preface of Masnavi, Amir Khusrow has composed an advice letter addressed to the great sultan of the time, Alaeddin Mohammad Khalaji, whose important feature is the clarity of the poet&#039;s language and his audacity when advising the sultan. This article aimed to introduce the advice letter and to examine how its various mandatory and inhibitory topics were presented, elaborating on the reasons for the poet&#039;s choice of words in Sultan&#039;s sermon. To this end, after using the books of Indian history to delve into and identify the authoritative and callous personality of sultan’s Alaeddin Mohammad Khalaji, through examining the text of the advice letter as well as the characteristics of the poet described in various sources, the results indicate that the reasons for Amir Khusrow&#039;s explicit and brave truthfulness lies in his honesty and mysticism, his close relationship with Nizamuddin Auliya (the great mystic of the time), his high status at the royal court of Sultan Alaeddin, and the influence of Sanai’s recommendations on him.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">مثنوی دِوَل‌رانی و خضرخان شرح عشق خضرخان خلجی به دیولدی یا دول‌رانی است که امیرخسرو دهلوی (651 تا 725 ه. ق.) آن را در سال 715 هجری قمری سروده است. امیرخسرو در بخشی از دیباچه‌ی این مثنوی، اندرزنامه‌یی خطاب به سلطانِ مقتدر عصر، علاءالدین محمد خلجی، سروده که ویژگی مهم آن، صراحت لهجه‌ و بی‌پروایی شاعر در نصیحت‌گویی سلطان است. هدف مقاله‌ی حاضر نیز این بوده که با معرفی این اندرزنامه و بررسی چگونگی طرح مباحث گوناگونِ آمرانه و ناهیانه‌ی آن، دلایل صراحت لهجه‌ی شاعر در وعظ سلطان را واکاوی کند. بدین منظور، پس از آنکه با بهره‌گیری از کتب تاریخ هند به معرفی و شناسایی شخصیت مقتدر و سخت‌دل سلطان علاءالدین محمد خلجی پرداخته شده است، با بررسی متن نصیحت‌نامه و همچنین ویژگی‌های شخصیتی شاعر که در منابع گوناگون آمده، این نتیجه حاصل شده که می‌توان دلایل حق‌گویی صریح و بی‌باکانه‌ی امیرخسرو در این اندرزنامه‌ی گاه عتاب‌آمیز را در بهره‌مندی وی از زهد و عرفان، نزدیکی‌اش به حضرت نظام‌الدین اولیا (عارف بزرگ آن عهد)، برخورداری او از جایگاهی والا در دربار سلطان علاءالدین و نیز تأثیرپذیری‌اش از مواعظ سنایی جست‌وجو کرد. </OtherAbstract>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://hlit.sbu.ac.ir/article_98893_966c172c7510547f652a46b2ce872fd1.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>تاریخ ادبیات</JournalTitle>
				<Issn>2008-7349</Issn>
				<Volume>12</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تأملی بر «درد دل؛ تحریر نوین نفثه‌المصدور» تألیف دکتر منصور ثروت</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تأملی بر «درد دل؛ تحریر نوین نفثه‌المصدور» تألیف دکتر منصور ثروت</VernacularTitle>
			<FirstPage>137</FirstPage>
			<LastPage>153</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">98895</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.48308/hlit.2019.98895</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مهدی</FirstName>
					<LastName>رمضانی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه علامه طباطبایی</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0001-8714-1815</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>غلام رضا</FirstName>
					<LastName>مستعلی پارسا</LastName>
<Affiliation>دانشیار  رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی تهران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>تتبع در متون کهن، برای علاقمندان امروزی - در کنار جذابیت - دارای برخی مضایقی است که طی آن جز با امعان نظر، تأمل و مراجعه به کتب مرتبط مقدور نیست؛ حال اگر این متون به زیور تصنع و تکلف نیز مزین باشند، اهمیت کار را دو چندان می-کنند. از جمله کتبی که به خاطر ابعاد تاریخی - ادبی- فرهنگی، توجه شارحان و علاقمندان را به خود جلب، و باعث تألیف آثاری در این زمینه شده، کتاب نفثه‌المصدور نسوی است. در این میان، یکی از شروحی که با نگاهی متفاوت بدان پرداخته، کتاب «درد دل؛ تحریر نوین نفثه‌المصدور» تألیف منصور ثروت است. ایشان در این کتاب با در نظر داشتن طیف‌های مختلف علاقمندان در رشته‌های مختلف، این متن را به شیوه‌ای استادانه به نثری ساده و روان درآورده‌اند که در نوع خود منحصر به فرد و قابل تحسین است؛ حال آنکه هر متنی به مصداق «به ناچار حشوش بود در میان» خالی از برخی اشکالات ولو اندک نیست. از جمله اشکالات این برگردان، صرف نظر از برخی اغلاط تایپی در متن اصلی، مربوط به کم‌توجهی شارح محترم به کتاب مستطاب امیرحسن یزدگردی و برخوردهای مختلف با متن در موقعیت‌های یکسان است. این پژوهش با بهره‌گیری از روش استقرایی مبتنی بر تحلیل و با بازبینی چندین باره، با ارائه پیشنهاداتی در پی تنقیح هر چه بهتر این اثر بوده است.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">تتبع در متون کهن، برای علاقمندان امروزی - در کنار جذابیت - دارای برخی مضایقی است که طی آن جز با امعان نظر، تأمل و مراجعه به کتب مرتبط مقدور نیست؛ حال اگر این متون به زیور تصنع و تکلف نیز مزین باشند،  اهمیت کار را دو چندان می­کنند.  از جمله کتبی که به خاطر ابعاد تاریخی - ادبی- فرهنگی، توجه شارحان و علاقمندان را به خود جلب، و باعث تألیف آثاری در این زمینه شده، کتاب نفثه­المصدور نسوی است. در این میان، یکی از شروحی که با نگاهی متفاوت بدان پرداخته، کتاب «درد دل؛ تحریر نوین نفثه­المصدور» تألیف منصور ثروت است. ایشان در این کتاب با در نظر داشتن طیف­های مختلف علاقمندان در رشته­های مختلف، این متن را به شیوه­ای استادانه به نثری ساده و روان درآورده­اند که در نوع خود منحصر به فرد و قابل تحسین است؛ حال آنکه هر متنی به مصداق «به ناچار حشوش بود در میان» خالی از برخی اشکالات ولو اندک نیست. از جمله اشکالات این برگردان، صرف نظر از برخی اغلاط تایپی در متن اصلی، مربوط به کم­توجهی شارح محترم به کتاب  مستطاب امیرحسن یزدگردی و برخوردهای مختلف با متن در موقعیت­های یکسان است. این پژوهش با بهره­گیری از روش استقرایی مبتنی بر تحلیل و با بازبینی چندین باره، با ارائه پیشنهاداتی در پی تنقیح هر چه بهتر این اثر بوده است. </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نفثه‌المصدور</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نقد و بررسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">امیرحسن یزدگردی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نثر فنی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://hlit.sbu.ac.ir/article_98895_5885a020b771502a9ae2b4228a7942d1.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>تاریخ ادبیات</JournalTitle>
				<Issn>2008-7349</Issn>
				<Volume>12</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Oral Narratives in the Tazkarehalsha&#039;ra of the Dawlatshah Samarghandi</ArticleTitle>
<VernacularTitle>روایت های شفاهی در تذکرة الشّعرای دولتشاه سمرقندی و کارکردهای مثبت آن‌ها</VernacularTitle>
			<FirstPage>155</FirstPage>
			<LastPage>180</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">98897</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.48308/hlit.2019.98897</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>قهرمان</FirstName>
					<LastName>شیری</LastName>
<Affiliation>استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بوعلی سینا- همدان</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-4711-4713</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مینو</FirstName>
					<LastName>محمدی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه کردستان</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2019</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>The Tazkareh of the Dawlatshah Samarghandi (896 AH) is the most exceptional poet&#039;s Tazkareh in Iranian history and literature, despite of the fact that he has had many historical mistakes, the most information about the poets and their period of life with the most traditional methods used in the past to the audience of supply he has done. The study of the particular style of Dawlatshah Samarkandi&#039;s, the importance of his strategy in introducing poets by providing the necessary historical descriptions of the clans of their era and the role of the sultans in the intellectual and artistic positions of each poet, the understanding of how to provide information about the memoirs of the poets, the study of the factors of acceptance of Tazkareh al-Sha&#039;ra There are many historical mistakes and issues of this type. The research method is descriptive-analytic and the results are analyzed using content analysis method. results show: Far from any exaggeration and hyperbole it can be argued that this is the most innovative poetic tale in Persian, the author of which did not just seek to provide collection of names and examples of Persian poetry poems, but it has tried every Putting a poet in the historical context of the era from which he originated, to better assess his intellectual and artistic position. This is because the Tazkareh of the Dawlatshah, in addition to the report of the life of the poets, which is the main function of such books, has received a brief summary of most of the ruling dynasties and local governments in different regions of Iran.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">تذکره­ ی دولت­شاه سمرقندی (896 هـ..ق)، استثنایی­ ترین تذکره­ ی شاعران در تاریخ و ادب ایران است که به ­رغم برخورداری از اشتباهات فراوان تاریخی، بیش­ترین اطّلاعات را درباره­ ی شاعران و دوران زندگی آنان با روش­مندترین شیوه­ ها­ی مرسوم در گذشته، به مخاطبان عرضه ­می­ کند. بررسی شیوه ­ی خاص دولت­شاه سمرقندی، اهمیّت شگرد وی در معرّفی شاعران با ارائه ­ی توضیحات لازم تاریخی درباره‌ی خاندان های حکومتی عصر آنان و نقش سلاطین در جایگاه فکری و هنری هر شاعر، شناخت چگونگی ارائه اطلاعاتی پیرامون ممدوحان شاعران، بررسی عوامل مقبولیّت تذکره ­الشعرا با وجود بسیاری از اشتباهات تاریخی و مسائلی از این­ دست از اهداف این پژوهش است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و نتایج با استفاده از شیوه ­ی تحلیل محتوا تجزیه و تحلیل شده­است. نتایج نشان ­می ­دهد: به­دور از هر گونه اغراق و مبالغه، می ­توان ادّعا­کرد که این تذکره، نوآورانه ­ترین تذکره ­ی شعری در زبان فارسی است که نویسنده­ ی آن فقط در پی فراهم ­آوردن جُنگی از اسم­ها و نمونه شعرهای شاعران فارسی نبوده، بلکه کوشیده ­است هر شاعری را در بستر تاریخی دورانی که از آن برخاسته ­است قراردهد، تا ارزیابی جایگاه فکری و هنری او درست­تر انجام­ شود. به این سبب است که تذکره­ ی دولت­شاه، علاوه­ بر گزارش زندگی شاعران که اصلی­ ترین وظیفه­ ی این­ گونه کتاب­ ها است، یک گزارش به ­نسبت اجمالی از اغلب سلسله ­های حکومتی و حکومت های محلّی در مناطق مختلف ایران نیز به ­دست داده ­است.</OtherAbstract>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://hlit.sbu.ac.ir/article_98897_1930de8eec6e0786005f6640a6f6e94f.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>تاریخ ادبیات</JournalTitle>
				<Issn>2008-7349</Issn>
				<Volume>12</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>Shadow of the sun: The life and works of Mosleh-al-Din Mostafa Soruri</ArticleTitle>
<VernacularTitle>سایۀ خورشید (جریان‌شناسی تعاملات تاریخ و فرهنگ آناتولی با ادب فارسی از منظر بررسی روزگار و احوال و آثار مصلح‌الدین مصطفی سهروردی)</VernacularTitle>
			<FirstPage>181</FirstPage>
			<LastPage>205</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">98899</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.48308/hlit.2019.98899</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>زهیر</FirstName>
					<LastName>طیب</LastName>
<Affiliation>دانشگاه تهران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>علی محمد</FirstName>
					<LastName>مؤذنی</LastName>
<Affiliation>استاد دانشگاه تهران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سید محمد</FirstName>
					<LastName>منصور طباطبائی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه تهران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مروه</FirstName>
					<LastName>کایا</LastName>
<Affiliation>دانشگاه تهران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2019</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>Personality and works of Mosleh-o-din-Chalabi Mulla Mustafa-Soruri al-Hanafi, Aref, Adib, Faqih, Principle, Logical, Mu&#039;did, Monotheistic, Syntactic, Khatib and interpreter of Noble Masnavi in ​​proportion to the scientific and mystical status of this prominent Turk language of the tenth century AH Gu is not known in Iran. The vast volume of Persian works and the writing of the oldest Persian descriptions on each of the six Masnavi offices, along with the historical and geographical features, and the reflective similarities of his life with Rumi, make it necessary to define this scientific and literary character. The remarkable resemblance of this man&#039;s life and circumstances to his Persian dial, Mowlavi, has made him look at this very special, mystical literary work. &lt;br /&gt;This article, using the scientific resources of the Anatolian region, gives a detailed account of the life and works of this scientist and commentator of Masnavi. In addition, the resources presented in the text and in this article will open a new window to Anatolia&#039;s literary studies on researchers that will be distinctly different.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">شخصیت و آثار مصلح الدین چِلبی ملاّ مصطفی سروری حنفی، عارف، ادیب، فقیه، اصولی، منطقی، محدث، صرفی، نحوی، خطیب و مفسّر مثنوی شریف متناسب با قدر و منزلت علمی و عرفانی این شخصیت برجستۀ تُرک زبان قرن دهم هجری قمری فارسی گو در ایران شناخته نیست. حجم فراوان آثار فارسی و نگارش کهن‌ترین شرح فارسی بر هر شش دفتر مثنوی در کنار ویژگی‌های عصری و جغرافیایی و شباهتهای تأمّل برانگیز حیات او با مولوی، اهتمام به تعریف این شخصیت علمی و ادبی را ضروری می‌سازد. شباهت حیرت انگیز زندگی و احوالات این مرد به پارسی گوی هم دیارش، مولوی، نگاه او را به این اثر ادبی عرفانی بسیار ویژه و در خور تأمل ساخته است.این نوشتار با بهره‌گیری از منابع علمی و تحقیقی حوزۀ آناتولی گزارشی تفصیلی از حیات و آثار این دانشمند و مفسّر مثنوی به دست می‌دهد. افزون بر این، منابع معرّفی شده در متن و منتهای این مقاله، دریچه‌ای نوین به بررسی‌های ادبی حوزۀ آناتولی را بر پژوهشگران می‌گشاید که بهره‌ای مجزّا خواهد بود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سروری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">زندگینامه و آثار</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مفسر مثنوی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">چلبی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ملا مصطفی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آناتولی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گلیبولی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://hlit.sbu.ac.ir/article_98899_ca785ad5b9abbe93df4129a0d10ad556.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>دانشگاه شهید بهشتی</PublisherName>
				<JournalTitle>تاریخ ادبیات</JournalTitle>
				<Issn>2008-7349</Issn>
				<Volume>12</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2019</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تطبیق شخصیّت پردازی نمایشی در رمان های جن نامه و وسوسه</ArticleTitle>
<VernacularTitle>مقایسۀ شخصیّت پردازی نمایشی در دو اثر ایرانی و ایتالیایی (مطالعۀ موردی: رمان های جن نامه و وسوسه)</VernacularTitle>
			<FirstPage>207</FirstPage>
			<LastPage>229</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">98902</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.48308/hlit.2019.98902</ELocationID>
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مهدی</FirstName>
					<LastName>عبدی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه محقق اردبیلی</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>عسگر</FirstName>
					<LastName>صلاحی</LastName>
<Affiliation>استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه محقق اردبیلی</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>رامین</FirstName>
					<LastName>محرمی</LastName>
<Affiliation>دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه محقق اردبیلی</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0001-5839-3888</Identifier>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>09</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>رمان «وسوسه» به عنوان یکی از بهترین آثار گراتزیا دلدا، نویسندۀ ایتالیایی، و «جن نامه» یکی از آثار شاخص هوشنگ گلشیری، از مؤلفه های داستانی و نمایشی فراوانی برخوردارند. از میان این مؤلّفه ها، عنصر شخصیّت پردازی بارز و برجسته است. اشاره مستقیم به ویژگی های ظاهر، گفتار و رفتار و ابعاد گوناگون شخصیّت ها موجب شده شخصیّت ها برای مخاطب، باورپذیر و قابل تجسّم باشند. در این دو اثر، شخصیّت ها با نشان دادن اعمال و رفتار مختلف در کشمکش های داستانی، ارتباط با دیگر شخصیّت ها و کنش ها و موضع گیری ها در مسائل و موضوعات مختلف، خود را به مخاطب معرّفی می کنند و این دو نویسنده با این روش در اثر خود شخصیّت های نمایشی خلق می کنند. ما در این پژوهش با استفاده از شیوة توصیفی ـ تحلیلی مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای، مؤلفه های شخصیّت پردازی نمایشی را در دو رمان «وسوسه» و «جن نامه» بررسی کرده و نشان داده ایم که چگونه دلدا و گلشیری توانسته اند با بهره گیری از شگردهای برجسته سازی نمایشی، ویژگی های شخصیّت های نمایشیِ متون دراماتیک را به اثر خود ببخشند.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">رمان ­های جن­نامه از هوشنگ گلشیری و وسوسه از گراتزیا دلدا، نویسندۀ ایتالیایی، دو اثر مهم با شاخصه ­های داستانی و نمایشی هستند که از میان این شاخصه­ ها، عنصر شخصیّت­ پردازی برجسته ­تر است. تحلیل تطبیقی این دو اثر از زاویۀ شیوه­ ها و ابعاد شخصیت ­پردازی نمایشی، گویای اهمیت توجه به عناصر دراماتیک در شک ل­دهی به متون شاخص داستانی دو ملیت ایرانی و ایتالیایی است که به تبع آن، ضرورت توجه به این مسأله در بازکاوی این گونه متون داستانی، بیش از پیش احساس می ­شود. اشاره مستقیم به ویژگی­ های ظاهری، گفتار و رفتار و ابعاد گوناگون شخصیّت­ ها موجب شده برای مخاطب، باورپذیر و قابل تجسّم باشند. در این دو اثر، شخصیّت­ ها با نشان دادن اعمال و رفتار مختلف در کشمکش ­های داستانی، ارتباط با دیگر شخصیّت­ ها و کنش ها و موضع­گیری­ ها در مسائل و موضوعات مختلف، خود را به مخاطب معرّفی می­ کنند و دو نویسنده با این روش در اثر خود شخصیّت ­های نمایشی خلق می­ کنند. در این پژوهش با بهره ­گیری از شیوه توصیفی ـ تحلیلی مبتنی بر مطالعات کتابخانه ­ای، و بر اساس مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی، مؤلفه­ های شخصیّت ­پردازی نمایشی را در دو رمان جن­نامه و وسوسه بررسی کرده و نشان داده ­ایم که چگونه گلشیری و دلدا توانسته ­اند با بهره ­گیری از شگردهای برجسته ­سازی نمایشی، ویژگی­ های شخصیّت ­های نمایشیِ متون دراماتیک را به اثر خود ببخشند.کلیدواژه ­ها: شخصیّت ­پردازی، شخصیّت ­پردازی نمایشی، کشمکش، گفت ­وگوی نمایشی، جن­ نامه، وسوسه.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شخصیّت پردازی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شخصیّت پردازی نمایشی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جن نامه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گلشیری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">وسوسه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دلدّا</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://hlit.sbu.ac.ir/article_98902_900eeda8bd32adfa17b5c97756498bf9.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
