بررسی برخی همپوشانی‌ها و اختلافات بین شاهنامه، گرشاسب نامه و کوش نامه در مورد جمشید،فریدون، مازندران و . . .

نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسندگان

دانشگاه شهید بهشتی

چکیده

در اواخر عهد ساسانیان و اوایل دوره اسلامی، تاریخ باستانی ایران از صورت شفاهی بیرون  آمده و با نام خدای­نامه به کتابت در آورده شده است. این نوشته­ها چون خشک و بی­روح بود و خارج از طبع خواننده، کسانی مانند فردوسی آنها را به نظم کشیده و با اضافه کردن ظرایف و صنایع ادبی حال و هوایی دلنشین به آن نوشته­ها بخشیدند. حماسه سرایان قرون پنجم و ششم هم شاهنامه فردوسی را اصل قرار داده، کاستی­های آن را با نوشتن حماسه­های دیگر کامل کرده و هرکجا که به اختلافی در روایات برخورد کرده یا سخنی را لازم به توضیح می­دیدند، به شرح و رفع موضوعات می­پرداختند. در این مقاله به تحقیق در نوشته­های اسدی طوسی و ایرانشاه­ابی­الخیر پرداخته شده است. این دو تن از کسانی هستند که در کتابهای خود با نام گرشاسب­نامه و کوش­نامه اختلاف روایتهای خود با شاهنامه فردوسی در مورد جمشید، برمایه، دیو سپید و مازندران را با اسلوبی بسیار دلنشین، بیان کرده و به شرح آن پرداخته­اند.

کلیدواژه‌ها