«تاريخ گرايي» سهراب سپهری در«مرگ رنگ»

غلامرضا پیروز, عادله قائمی دیوکلایی

چکیده


مجموعه اشعار «مرگ رنگ» سپهری، از منظر تاریخی، در شرایطی سروده شد که فضای سیاسی و اجتماعی آن روز ایران، آبستن تحوّلات سرنوشت سازی برای ملّت بود. شناخت این تحوّلات تاریخی و درک فضای سیاسی عصر سپهری، در شناخت و درک نمادهای موجود در «مرگ رنگ» که خود را به صورت همنشینی واژگانی چون تاریکی، تنهایی، خرابی، ویرانی، ظلمت، غراب و مضامینی از این دست نشان می دهد، بسیار مؤثّر خواهد بود. زیرا ذهن مخاطب، با در نظر داشتن فضای حاکم بر جامعه و شرایط تحقّق اثر در بستر تاریخی آن، به شناخت فضای زندگی مؤلّف دست می یابد. نظریّة هرمنوتیکی ویلهلم دیلتای، بر مبنای رسیدن به فهم اثر با نگرش تاریخی بنا شده است. دیلتای بر اساس نظريّة تاریخ گرایی، معتقد است که فهم هر اثر جز با شناخت و درک فضای تاریخی ای که اثر در آن تولید گردیده، ميسّر نخواهد شد. بدین ترتیب، فهم متن به مددِ عملِ انتقالِ ذهنیِ مخاطب از عصر خود به عصر مؤلّف امکان پذیر خواهد شد. از این رو، این پژوهش در نظر دارد با توجّه به اصول هرمنوتیک تاریخ گرایانة دیلتای، به تحلیل گفتمان سپهری در «مرگ رنگ» بپردازد.

واژگان کلیدی


هرمنوتیک، تاریخ گرایی، دیلتای، سپهری، مرگ رنگ

تمام متن:

PDF

ارجاعات

  • در حال حاضر ارجاعی نیست.