اقتصاد واژگون عشق: نگاهي به حضور استعاري پول و اقتصاد در غزليّات شمس

عليرضا جعفري

چکیده


گرچه در اکثر آثار ادبی تمام نقاط دنیا ردِّ پای پول و مسائل اقتصادی دیده می‏شود، امّا قائل شدن رابطه‏ای عمیق و ناگسستنی بین پول، اقتصاد و ادبیّات حرکتی است عجیب و نا‏‏مأنوس؛ عجیب‏تر و نامأنوس‏تر این‏که چنین رابطه‏ای را در شعر عرفانی فارسی جستجو کنیم. و این کاری است که در این مقاله انجام خواهد شد. نکتة دیگر این است که در اکثر آثار انتقادی ادبی دربارۀ شعر، رمان و غیره، تقریباً هیچ توجّهی به جنبة استعاری پول و اقتصاد در این آثار نمی‏شود. بنابراین یکی از مسائل مهمّی که این مقاله به آن خواهد پرداخت، نشان‏دادنِ حضورِ پررنگ پول، طلا، و مسائل اقتصادی به مثابة استعاره در این آثار خواهد بود. همچنین این مقاله نگرش مولانا نسبت به زبان شعر را به طور مختصر بررسی خواهد کرد. نکتة دیگری که در این مقاله حائز اهمیّت است، ارزش تاریخی این پژوهش در حوزة ادبیّات فارسی است؛ زیرا نه در تاریخ ادبیّات فارسی و نه در تاریخ نقد ادبی ایران، تاکنون به شعر مولانا و شاعران قدیم و جدید دیگر، از این دیدگاه نگریسته نشده. پس این رویکرد می‏تواند پنجره‏ای باشد به سوی دیدگاه‏ها و تفسیرهایی متفاوت از آن‏چه تاکنون وجود داشته است.

واژگان کلیدی


پول، ادبیّات، زبان، رابطۀ پول و ادبیّات، شعر عرفانی فارسی

تمام متن:

PDF

ارجاعات

  • در حال حاضر ارجاعی نیست.